به نام ایزد منان. غروب ابری امروز غم سنگینی در دل مردم روستای نجف برجا گذاشت . در حالی که که ماه عزیز رمضان آخرین لحظاتش در حال سپری شدن است و مردم روزه دار آماده ی استقبال از عید سعید فطر میباشند ،نقص فنی و شاید بیدقتی و سهل انگاری یک راننده ی کمباین دل کشاورزان روستای نجف را
آتش زد . مگر میشود سوختن محصول گندم و جو که چون زر ناب، زمین ها را زینت داده بود در حالی که چند ماه با خون دل وسختی در عین کم آبی، دید و دل آتش نگیرد خوشه های طلایی گندم در طرفه العینی به جهنم سرخی بدل شد که گرما یش تا چندین متر هر رهگذری را به عقب میراند . براستی مقصر کیست راننده ی کمباین یا عوامل دیگر که البته وزیدن باد نیز مزید بر علت شد و زحمت چند ماهه ی چندین کشاورز دود شد وبه هوا رفت . آیا میشود باور کرد که ماشین آتش نشانی بعد از چندین دقیقه تاخیر بیاید و در عین ناباوری ببینی که تانکر خالی است . .خنده دار است نه ،به نظر حقیر، باید به این اتفاق گریست ،گریست به حال زن و بچه ی این زحمتکشان که همین رو زها درست سر برداشت محصول دستشان در حنا و پوست گردو ماند مگر بچه ها حرف گوش میکنند آنها فقط و فقط پول میخواهند ولباس و ... در اینجا شرمندگی در رخسار پدر و البته سنگ صبور خانه ،مادر میماند . چه کسی باید ضرر و زیان این حادثه ی به نظر غیر عمد را بدهد ؛بیمه ،جهاد کشاورزی،صاحب کمباین یا جور این بدبختی باز به گردن کشاورز بیچاره است . من امروز شاهد غم این عزیزان بودم به خدا کاری از دستم بر نمی آید فقط آرزومی کنم خداوند بزرگ به همه سلامتی بدهد و امیدوار باشیم لطفش شامل این مردم شده و محصولات دیگرشان پر رونق و بابرکت شود . با تشکر از مردمی که اگر نبود همت و غیرتشان ،نتیجه ای بس دردناکتر رقم میخورد . خدا یا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار . سید علی اصغر فخر جعفری


برچسب:
نویسنده: محمد مرادی
تاريخ: جمعه
23 مهر
1395 ساعت: 14:04